هیچ کجا برای من کرب و بلا نمیشود

خرید بک لینک

به وقت صبح زیبای سه شنبه که عجیب منو میبره به پارسال همین موقه ها ... تصمیم گرفتم بیام یکم ازش بنویسم ... نباید هیچوقت یادم بره

چند سالی بود که درگیر رفتن کربلا بودم ... هر چقدر تلاش میکردم قسمتم نمیشد ... یوقتایی کسی زمان نمیذاره برای هدفش و بعد میگه قسمت نبود ... اما من تلاش میکردمو واقعا جور نمیشد  ... تا اینکه پارسال تابستون دخترخالم از طرف دانشگاشون راهی شده بودو روزای آخر جای یه نفر خالی شد ... با من تماس گرفت گفت میدونستم چند ساله خیلی دلت میخواد بری اگر دوس داری با من بیا ... و در کمال ناباوری اجازه بابا ...

هیچوقت یادم نمیره مامان گفت واقعا بره ؟ و بابا که گفت اگر بخواد بره نباید دست دست کرد حالا که فرصتش هست باید بره ...

دیدن کربلا عجیب با ندیدنش فرق داره ... یه هفته ای نجف و کربلا بودیم و وقتی داشتیم برمیگشتیم هیچ جوره نمیتونستم دل بکنم ... نمیدونستم بیام چقدر طول میکشه تا دوباره قسمتم بشه ... 

راست میگن هیچ سفری کرب و بلا نمیشود ... 

هر سفر داخل ایران و خارج ایرانی قدِّ کربلا ارزشمند نیست ...

هیچ جای دنیا نمیتونی این همه بغضو شادی رو در یک لحظه باهم تجربه کنی ...

یک ماه و نیم گذشت ... نزدیک اربعین شده بود ... بخش پروتز ترم 7 ... روزایی که اصلا فکرشم نمیکردم دوباره قسمتم شه برم ... ولی در کمال ناباوری تونستم با 5 تا از دوستام از طرف جهادی دندونپزشکی راهی اربعین شم ... اوج اوج شادی بود اون روزا ... یروزایی تو دلم میگم یعنی ازون روزا ارومترم داریم مگه ؟ ... برای اینکه زود باید به کربلا میرسیدیم فقط تونستیم یه نصفه روز پیاده روی کنیم ... نصفه روزی که دنیا بود ... خوابیدن تو موکبی که اولش میترسیدی بخوابی ولی بعدش میشد بهترین خواب دنیا ... خوندن نماز شب در حالت راه رفتن که خدا میدونه کی دوباره میتونم تجربش کنم ... موکبایی که پررر بود از محبتتتت از عشققق چندتا جای دیگه میشه این همه محبت به همدیگه رو پیدا کرد ؟ دیدن گنبدطلایی بعد پیاده روی ... خدایا دلم آتیش میگیره وقتی بهش فکر میکنم ... وقتی به این فکر میکنم که 10 روز کربلا بودم و میتونستم تو اون خیابونای خاکی و شلوغ نزدیک حرم برای خودم تنهایی راه برم و غصه روزاییو بخورم که عاشق کربلا نبودم ... وقتی کنج حرم روی فرشای تمیز و قشنگش جا پیدا میکردیو دل میدادی به دل مردم اونجا ... وقتی برگه ای که مامانت روش اعمالو نوشته از خودت دور نمیکنی و دلت پر میکشه برای اینکه اینبار دیگه با مامان بابات بیای کربلا ... حرم حضرت ابالفضل که فشار قلبیش کمتر از حرم امام حسینه و دلت خودشو رها میکنه تا پر بکشه و وجودشو اونجا بذاره ... 

خدایا کی باورش میشد امسال اینجوری شه ...

به خودم وعده داده بودم که به واسطه جهادی میتونم بابارو راضی کنمو هرساااال برم ... برمو بست بشینم تو بین الحرمینو تکون نخورم ... برمو به صدای دعاهای عربی اونجا گوش بدم ... به وضوخونه های جذاب و آبسردکنای تمیزش ... برمو دلمو هوای گوشه 6 گوشه ایه حرم کنم ... بشینم جلوشو یه دل سییییر نگاش کنم ... فقط وقتی بخشی از وجودتو جدا کننو نگهش دارن میفهمی چقدر دلت پر میکشه ...

یادم نمیره که تو صبر کردی تا من عاشق کربلا شم ... تا تشنه دیدنش شم و بعد قسمتم شه تا بتونم تیکه ای از دلمو بذارمو برگردم ... تو به من فرصت دادی فقط برای چند لحظه بنده بودن رو کنار بهترین بنده هات تجربه کنم

امام خوشگلم ... یادته وقتی روز آخر برای وداع اومده بودم دلم نمیومد برگردم ؟ یادته اخرش همه افراد زندگیمو ... همه لحظات زندگیمو ... به خودت سپردمو از خدا خواستم فقطط آنچه خیر و صلاحمه نصیبم کنه ؟ ... بهت نیاز دارم ... الان عزیزترین افراد زندگیم به کمکت نیاز دارن کمکمون کن خدای زیبای حسینم ...

از ازل بنده توییم و تا ابد بنده تو خواهیم ماند ... 

همونطور که لحظات اخر دست حر رو گرفتی دست مارم بگیر ...

آرامشو به عزیزانم برگردون و خوشحالی ابدی رو به قلبمون بیار ❤

ای تنها آرزوی مشتاقان ... کربلایی قسمتون کن که زیباترمون کنه ... که بنده ترمون کنه ... که عاشق ترمون کنه ... 

قشنگترین قسمت کربلا همینجاش بود ... همین که میتونستم گریه کنمو ازت بخوام واسطم شی خدا ببخشدم ... همین که میتونستم سبک شم که بتونم برگردمو تلاش کنم آدم خیلی بهتری بشم ...

کربلا لازم دارم که وجودمو هشیار کنه ... که یادم بندازه چقدر ارزشمنده خوب بودن اینجا و تلاش برای فردای ابدی ... که ارزش داره این تلاش ... که زندگی همین لحظاتیه که دلت برای معبودت پر میکشه ...

فکر میکردم بنویسم رهاتر میشم ولی تجسم آرامش و بی قراری کربلا بیقرارتر و آرومترم میکنه ... من عاشق این درگیری روحیم با کربلام ... باش همیشه تو دلم ... 

ممنون خدا ... #ممنون_بابت_عشق_کربلا

faghat ye hess...

ما را در سایت faghat ye hess دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 13:36

صفحه بندی